گرمی دستای من کم شده ...
دستاتو بده...!
وقتی می خوای کسی رو برای همیشه به دست بیاری ...
رهاش کن...!
همیشه یادمون باشه...
سیاست...حقه...نقشه...فیلم...دروغ....دورویی...
راه حل های موقت پیروزیند...
خیلی زود جواب می ده ولی زودتر از اونی که فکرشو کنی هویتت رو می بره زیر سوال ...
.
.
.
خانم ...برات متاسفم
خیلی تاریکی...!
بس که اسم تو رو بردم...
بوی تو داره نفسهام...!
...گاهی وقتادلم چه چیزایی می خوادا...!
جونه من بی خیال ....
...
برخلاف همیشه...
فنجون قهوه ام خیلی شیرین گفت...
امیدوارم زودتر اتفاق بیفته...
یه تحول عظیم ...
چیزی که مدتها منتظرش بودم...
هوای اطرافم سنگینه و....
تو باز هم کنارمی.
...شاد می خندم....
از روحیه ی انعطاف پذیرم خوشحالم ...
دیگه فهمیدم : همینه که هست....
دیگه باور دارم همه اتفاقا نباید اونی باشه که من می خوام...
با شیرینی هاش حال می کنم...تلخی هاش رو هم فراموش می کنم.
فقط باید روحم همیشه نرم باشه تا بتونه براحتی از هر راه باریکه ای بگذره...
چون...
"من چیزی به جز روح نیستم"
مانور زهد و تقوی !
نمی دونم چرا اینو گفتی
فکر کنم منو اشتباه گرفتی...
مغز من اصلا محل مناسبی برای پیاده روی نیست
ولی تو خیلی به این کار مایلی....
مهم نیست...
ادامه بده عشقم...
هرچند آخرش می رسی به یه دیوار بزرگ و بلند...
جمله ای که یهویی گفتی خیلی به دلم نشست...
"بمیرمو بمونم ... باید با تو زندگی کنم.حتی شده یک روز . . ."
.
.
.
دیووووونه . . .

